خانم ها تر خدا بیاید کیا تو سن ۳۶ سالگی باردار شدید و حس منفی نداشتید دارم دیوانه می شم از اختلاف سنی زیاد با دخترم همش فکر می کنم بهش ظلم شده و هیچ راه چاره ای ندارم
یکی بیاد تر خدا هیچ جوره دلم راضی نمی شه به تمام معنا دیوانه شدم خودم با دوستام مقایسه می کنم می بینم اخرین نفری که باردهر شد خودم هستم حس پشیمانی و پریشانی دارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با مامانم ۳۳ سال اختلاف سن دارم خیلی از اختلافمون خوشم میاد
چرا همتون امضاتون نوشتید لایک نکنید؟؟ لایک نشونه ادبه همتونو لایک می کنم. زن هستم آقایون تو تاپیکام شرکت نکنند. سایت زمانی قشنگ بود که سعی می کردیم بهم کمک کنیم نه بیایم عقده هامونو خالی کنیم. متنفرم از کاربرای فیک
ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…