تو خونه بودم من و دوستم بودیم فقط
گفت میرم خرید رفت عصر ساعت پنج اینجاها بود خوابیدم اول فک کردم دوستم داره صدام میکنه چن بار گفتم بله بله بعد یهو یادم اومد نیس رو مبلو نگاه کردم نبود بعد شنیدم داره صدای گوشی میاد ولی گوشی من خاموش بود دوستمم نبود چشامو ک بستم فلج شدم نمیتونستم تکون بخورم برای تکون خوردن باید کلی زور میزدم ک حس میکردم الان سکتع میکنم چشامو باز کردم ی اسکلت صورت دیدم وحشت زدم رفتم اب خوردم دوستم اومد