راحت برو
منم ی ی بار بهم گفت میخوایی مهندس بشی؟با این نظم حتما میشی دیر اومدی عین چی سرتم انداختی میری بشینی سرجااات
درحالی ک من در زدم و با اجازه گفتم
چیزی نگفت رفتم نشستم دو دقیقه بعدش شروع کرد تخریب کردن من
جلسه بعدم ریلوس رفتم سر کلاسش نشستم
ول کن باباا الان ک دانشگام تموم شده یادم نیوفته خندم میگیره از حرفاشو عقده ای بودتش