ابجیم دیگه تقریبا دوسالش شده. این طفل معصوم از وقتی توی رحم سکونت داشت سر اسمش دعوا بود.
کلی اسم پیشنهاد دادن و خودمون انتخاب کردیم و توسط مادربزرگ رد شد. گیرش این بود که اسمای جدید دمده میشن و ارزششونو از دست میدن و مسخره میکننشون. ولی مثلا اسامی مثل اسم ننه خدا بیامرزش که سعیده است همیشه رو بورسه و قدیمیم نمیشه. یا مثلا معصومه ای چیزی که مخففش بشه معصوم😐
حالا ما اسمای عجیب غریبی انتخاب نکردیم مثل اون تاپیک پربازدید. اسما خیلی عادی بودن. مثل آنیا و رزا و ماهنی و اینا. چیز خیلی عجیبی نبودن
ولی ایشون تک تک این اسامی رو مورد تمسخر و توهین قرار داد و به روح پدرخدابیامرزش قسم خورد که هیچوقت اسمشو به زبون نمیاره و همیشه مسخرش میکنه.(یزید جلوش لنگ میندازه اصلا)
خلاصه دیدیم این اینجوریه. گفتیم ولش کن. گذاشتیم آناهیتا.
اینم سر ناسازگاری برداشت و کلی رفت تو قیافه و حتی تا پنج ماهگی بچه ندیدش.
الانم که ابجیم یکم متوجه میشه حرفارو و شکسته پکسته حرف میزنه، انتظار داره ی محبتی دریافت کنه از ایشون. ولی ایشون نه تنها خیلی مقاونت میکنه بلکع هیچوقت اسمشو به زبون نمیاره. اگه هن مجبور بشه اشتباه میگتش. مثلا میگه ازیتا، انیتا، ناناهیتا، هر چیزی که تصور کنید با لحن تمسخر امیز
(فکر نکنید مثلا نمیتونه تلفظ کنه ها! کسی که میتونه بدون یذره تپق تند تند حرفای مامانمو به بابام گزارش بده و زنک بزنه حسابی دعوا کنه و واژه سانتریفیوز براش به راحتی (آب) باشه، قطها میتونه اسم این بجه رو درست تلفظ کنه😑😑