امروز رفتم شبکه برا یه کاری، حواسم به گوشیم بود که یهو دیدم روبرووومه،تو چن ثانیه تصمیم گرفتم باهاش حرف بزنم و یه دل سیرررررر نگاش کنم،و همینکارو کردم...
دیدنش یه روز کامل حالمو خوب میکنه
و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.