2777
2789
عنوان

زندگیم سرد شده

434 بازدید | 29 پست

زندگیم خیلی سرده تکراری شده فقط هم به خاطره شغل شوهرم که ازصبح میره و شب میاد خسته و کلافه نه حرفی نه خنده ای هروقت میخوام باهاش حرف بزنم میگه بزار برای بعد خسته ام حوصله ندارم خوابم میاد منم همش درگیر بچه هستم حتی رابطه هم خیلی کم داریم باهم البته از اول اینطوری بود تارگبازهم همش کارم شده مقایسه گردن زندگیم با ابن و اون مثلا خواهرم داره خونه میخره میگم چرا نباید من خونه بخرم اونا ماشین دارن چرا ما نداریم واقعا افسرده شدم خسته تو زندگی 

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

عزیزم متاسفانه کار بعضی اقایون خیلی سخته 

همسر منم درگیری ذهنیش زیاده وقتایی که دیر از سر کار میاد تنها دغدغم اینه که سریع شامشو بخوره وبخوابه

اماروزایی که زودمیاد سرگرمش کن سعی کن فضای خونه شاد  باشه 

چیزای که فکر میکنی خنده داره براش تعریف کن

بازی های دونفره بکن از سر وکولش بالا برو

زندگی خودتو با بقیه مقایسه نکن😐

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
شوهرم عیدی هم سرکار بود  ی وقتایی شبا هم تا صبح باید بمونه سرکار،دوست دارم بچه هام زودتر بزرگ ب ...

منم همین طور اصلا تعطیلی نداره کارش واقعا خسته شدم از ابن زندگی کسالت وار

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108