منم پنج سال تموم به هر دی زدم واسه بچه دار شدن به روم بسته شد.شب و روزم معلوم نبود زندگیمو کرده بودم جهنم حال هیچ کسو نداشتم .فقط گریه.تا اینکه یه روز گفتم من این ماه بازم عقب انداختم .یه بیبی داشتم زدم و دو خط پررنگ شد فوری.باورم نمیشد.دیگه خودتون حالمو تصور کنید.حتی تو اتاق عملم باور نمیکردم وقتی صداشو شنیدم و آوردنش پیشم بغض گلمو گرفته بود .الانم با اینکه سه سالو ۶ ماهشه هنوزم میترسم از خواب پا شم و اینا همش خواب باشه.من اسم این معجزه یه بینهایت زیبا رو هدیه گذاشتم.انشاالله همه یه روزی به حس و حال من برسن و مامان بشن.اللهی آمین..