دیشب از دهات اومدیم آب نداشتیم ینی آب منبع بود گفتم یوقت تموم میشه من موندم و حیاط کثیف و یه عالمه لباس صبح هم آب نیومد فقط غذا درس کردم پسرم خورد رفت مدرسه بعد خودم وپسرکوچیکمم ظهرخوردیم دیگه دیدم آب اومد چقدخوشحال شدم که استارت
دو دور لباسشویی زدم
خونه جارو زدم بعد رفتم حیاط شستم وحموم دستشویی انباری هم تمیز کردم خیالم راحت شد