من سوتی خاصی ندادم ولی خواهرم روز خاستگاریش به همه شیرینی تعارف کرد الا داماد اون بیچاره هم صداش در نیومده بود بعد ما گفتیم آقا دوماد شیرینی نگرفتی گفت وااای یادم رفت😃😃😃😃😃😃
تازه عروسی کرده بودیم کنارهم نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم نمیدونم یهو چیشد یه صدا ازم جدا شد اولش نخندید ولی من گفتم وای گوزیدم اونم گفت خوب شد گفتی بعدش کلی باهم خندیدیم تا یه مدتم میومد خونه میگفت چطوری گوزو
همسرم روز مادر بهم پول داد گف واسه مادرت یه چیز بخر من پیش خودم گفتم بیخیال پولو واسه خودم برداشتم,بعد یه روز که داشتم با مادر تلفنی حرف میزدم همسرم پیشم نشسته بود صدا رو بلندگو بود مادرم گفت تو که روزمادر بروی خودت نیاوردی چیزی واسم بخری😨😨