سلام وقت بخیر من میخوام یک خاطره که باعث شد روح روانم در دوره نوجوانی بهم بریزه را براتون تعریف کنم من موقع امتحان نهایی داشتم امسال کنکورم عالی داده بودم فقط مونده بود امتحانات نهایی بعد تو خونه تنها بودم دیدم عموم اومد دنبال لباس های بچه اش من فقط تنها بودم داشتم درس میخوندم بعد رفت تو اتاق گفت عمو من نمیتونم لامپ روشن کنم بیا روشن کن من رفتم لامپ براش روشن کنم دیدم خدایا دست به همه جا بدنم داره میگیره وای نگممم چقدر بد بود فقط جیغ میزدم کسی نبود به دادم برسه فقط جیغ میزدمممم دیگه ول کرد داشت میلرزیدد رفتشش ولی من دقیقا از دومین امتحانم ادبیات بود تصور کن چقدر امتحان هنوز مونده بود بدم هر روز گریه فلان ادامشم میزارم
ی سوال مگه کنکور بعد از امتحانات نهایی برگزار نمیشه؟من که یادمه اینجوری بود
عزبزم این طرح جدید یک کنکور فرهنگیان قبل نهایی ها هست کع اردیبهشت یک کنکور هم تیر هست کلا ۲ تا کنکور میگیرن که من موقع امتحانات نهایی چنین اتفاقی برام افتاد و بعد کنکور فرهنگیان قبل کنکور تیر
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
نه من الان هم میدونم دختر خوبیم چون هیچ چیز تقصیر من نبود
تقصیر من نبود ک اون عموم اینکار کرد ولی اونجا که گفتین چرا در باز کردی اومده بود لباس ها بچه اش ببره من که فکر نمیکردم اینکار کنه چون میگفتم بزرگ شدم اینکار نمیکنه
یادمه کلاس دهم اولین بار بود بعد دست به بدنم زد منم فقط گریه میکردم بچه بودم نمیدونستم ولی خیلی تاثیر بدی تا الان رو روح روانم گذاشته انشالله برا هیچ دختری پیش نیاد😔