به نظرتون اگه واسه زایمان به کسی نگم و فرداش به خانواده ها بگم بد هستش؟ هم خانواده خودم هم خانواده شوهر حسابی دلمو شکستن. دلم میخواد تو خوشحالیم خیلی نباشن.از طرف دیگه شوهرم میگه خیلی بی کس و کار نباشیم.نمیدونم باز احساساتی شده یا کسی چیزی بهش گفته.
منم با شوهرم رفتم ولی قرار شد تا دوساعت بعد مامانم بیاد وقتی که منو برده بودن اتاق عمل خیلی سخت گذشته بود بهش بهتره که شوهرت تنها نباشه یکی باشه که بهش دلگرمی بده
سر در نمیارم چرا هی میرید ناخن میکارید مال من که خودش درمیاد😁😁😁
نه بابا بگووووو بچه تو تو کینه و ناراحتی ب دنیا نیار بزار باشن بچه که اومد ارتباطتو کمتر کن اما کینه ...
اخه خیلی زجرم دادن.کینه ندارم کلا فراموش کردم ولی خیلی ناراحتم.تو بارداری الکی باهام دعوا کردن. انگار نه انگار که استرس ممکنه دور از جون بچه ام بمیره .خودم تا دم مرگ رفتم و برگشتم.تازه همچنان من مقصر هستم. و منت رو سرم هستش که هنوز به ما احتیاج داری فکر کردی خودت میتوتی همه کارات و بکنی محتاج ما هستی.
کسی نمیپرسه که بگم.باهام دعوا کردن سر هیچ و پوچ.مادرشوهرمم زمینه را مساعد دیده واسه دخالت کردن و حرص ...
منم شرایط شما رو داشتم ولی شبش یه تلفن زدم و گفتم که فردا میرم زایمان و خدافظ .... برامم مهم نبود باشن یا نه ... دیدنم نیومدن بیمارستان ولی حداقل وجدانم راحته که شعورش داشتم و اونا نداشتن
فقط باید بخدا پیله کرد.. زیرا فقط با او میتوان پروانه شد...