2777
2789
ببخشید اصلا دلیلت رو برای بچه دار شدن درک نمیکنم. مثل اینکه بگیم ما چون دندون داریم باید دیگرون رو گ ...

چه ربطی داره؟ انقدر منفی نگری اصلا خوب نیست،منم اصلا دلایل شمارو درک نمیکنم.راستش،مثالتون خیلی بی ربطه خب هم دندون شما ازش استفاده خوب کن چرا به دیگران آسیب برسونی؟

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

افرین بر توکلتون پس من چرا این قدر خل شدم

چند هفته ای؟مال هورمون‌های بارداریته،من ۳ماه تمام ویار وحشتناک داشتم،درد معده شدید داشتم، روحیه واعصاب داغون الان شکر خدا کمی بهترم،خداروشکر کن پسرت از تنهایی درمیاد دختر من ۴سالشه یه زمانی گریه میکرد میگفت آجی،داداش میخوام،هر روز میگه برا فلانی زنگ بزن بیاد بازی کنیم وفلان،تو بچگی یه جوره نیازشون به خواهر برادر ،تو بزرگی صد درصد آسیب بیشتری میخورن اگر تنها باشن وبی کس.روزی دست خداست من همین الان که باردارم الحمدلله روزیمون خیلی فرق کرده نسبته به قبل،فقط باید باور و توکل وتلاش داشته باشی.گالیور زیاده که دائم انرژی منفی میدن تو خونه لم میدن بعد انتظار دارن روزی از،آسمون براشون بریزه،به اینا توجه نکن،بعد برا ما که معتقد به رزاق بودن خدا داریم میخندن.برا تربیتشون هم توکل و تلاش می‌کنیم خدا خودش بازم کمک میکنه

چند هفته ای؟مال هورمون‌های بارداریته،من ۳ماه تمام ویار وحشتناک داشتم،درد معده شدید داشتم، روحیه واعص ...

من اصلن مشکل ندارم با روزی فقط مشکل سن دارم می گم کوچولوی عزیزم تو دنیا بی پناه می شه

خوش به حالت چه قدر به خدا ایمان داری برای منم دعا کن کوچولوت چیه دختر یا پسر

نه بابا منم خیلی جاها لنگ میزنم.اما امید تنها چیزیه که طی،این سالها باعث شده از،پا نیفتم چون روزهای خیلی خیلی سختی رو گذروندم بخاطر همین بچه دارشدن،۶سال چشم انتظار بودم هعی باردار میشدم هعی سقط،میشد.شب و روزم شده بوددگریه،تا خدا توو اوج غم وغصه،بارداری هفتمم معجزه وار برم موند هر بارداریمم کلی ویار وحال بدی داشتم یکی هم تازه داشتم امیدوار میشدم که برام میمونه که اونم ۲۵ هفته از دستش دادم.خداروشاکر باش که بدون سختی های من باردارشدی.گفتم که الان بارداری نهممه،هر کی بود دیگه قید بچه دارشدن میزد،فقط کمک خداو امام زمان بود که از پا نیفتادم.بچم احتمالا اینم دختر تشخیص داده دکتر.از نماز،ودعا غافل نشی چون خیلی اینا تاثیر گذاره تو حال خوبت

نه بابا منم خیلی جاها لنگ میزنم.اما امید تنها چیزیه که طی،این سالها باعث شده از،پا نیفتم چون روزهای ...

ان شا الله چرا که نه می رسی .پس بودن کسایی مثل من که بچه دوم بخوان 

نه خدا رو شکر سالمم

خدا را هزار مرتبه شکر.

انشالله که خیر بچه هات را ببینی و عروسی و دامادی نوه هات را هم ببینی.

از مسیر جلوی پات لذت ببر. از بزرگ کردن دختر و پسرت. نشستی به چیزی که اینده ممکنه اتفاق بیفته فکر میکنی. به ۴۴ سالگی دخترت که خدایی نکرده تنها میشه. ببخشید اینو میگم ولی من خودم اصلا نمیدونم ۴۴ سالگیم را میبینم یا نه چه برسه به ۴۴ سالگی دخترم. چه ادمها صبح بیدار شدن شب دیگه توی این دنیا نبودن که بخوابن. 

من از خدا میخوام اینقدر به شما عمر توام با سلامتی بده که هشتاد که هیچ صد و بیست سالگیتون هم ببینید. برید به سلامتی سرارین کنید این نگرانی ها چیه. 

خیلی پیچیده فکر میکنید شما. سر زایمانت از همون خدای بزرگ براای خودت و فرزندانت طلب عمر پر برکت کن و با شادی و دل خوش فرزندت را بدنیا بیار.

بعد هم یک چیزی بگم شما هدف خلقت را فراموش کردی نیومدیم که مادری کنیم پدری کنیم برادر خواهر باشیم. اومدیم بندگی کنیم بقیه اش دست خداست. اون دنیا میگن تا زمانی که روی زمین بودی بنده خوبی بودی یا نه؟ خدا یک مورچه را فکرش را کرده اونوقت فکر فرزند شما نیست؟؟ 

این فکر ها ناشکریه وسواس فکری دارید حتما بعد زایمان برید دکتر تا درمان بشه و گرنه شرایط را پیچیده تر میکنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز