خدا را هزار مرتبه شکر.
انشالله که خیر بچه هات را ببینی و عروسی و دامادی نوه هات را هم ببینی.
از مسیر جلوی پات لذت ببر. از بزرگ کردن دختر و پسرت. نشستی به چیزی که اینده ممکنه اتفاق بیفته فکر میکنی. به ۴۴ سالگی دخترت که خدایی نکرده تنها میشه. ببخشید اینو میگم ولی من خودم اصلا نمیدونم ۴۴ سالگیم را میبینم یا نه چه برسه به ۴۴ سالگی دخترم. چه ادمها صبح بیدار شدن شب دیگه توی این دنیا نبودن که بخوابن.
من از خدا میخوام اینقدر به شما عمر توام با سلامتی بده که هشتاد که هیچ صد و بیست سالگیتون هم ببینید. برید به سلامتی سرارین کنید این نگرانی ها چیه.
خیلی پیچیده فکر میکنید شما. سر زایمانت از همون خدای بزرگ براای خودت و فرزندانت طلب عمر پر برکت کن و با شادی و دل خوش فرزندت را بدنیا بیار.
بعد هم یک چیزی بگم شما هدف خلقت را فراموش کردی نیومدیم که مادری کنیم پدری کنیم برادر خواهر باشیم. اومدیم بندگی کنیم بقیه اش دست خداست. اون دنیا میگن تا زمانی که روی زمین بودی بنده خوبی بودی یا نه؟ خدا یک مورچه را فکرش را کرده اونوقت فکر فرزند شما نیست؟؟
این فکر ها ناشکریه وسواس فکری دارید حتما بعد زایمان برید دکتر تا درمان بشه و گرنه شرایط را پیچیده تر میکنه