2777
2789
عنوان

دارم بچیزیو تجربه میکنم عجیب

112 بازدید | 12 پست

خونه مامانم ک میرم همش میشینه خوبی خواهرمو گفتن اره فلانه همینجوره درصورتی ک خواهرم وقتی میره دس ب سیا سفید نمیزنه فقط سرجاش میشینه حالا من دوتا بچه دارم همش بدوبدو همش با تندی باهام صحبت میکنع همش میگه خواهرت طفلگ خستس بااینکه بجه نداره شوهرم ماموریت چین هستش بعد خواهرم شوهرش میرن تفریح یا داداشم زنش هیجی نمیگه اما خو ناخوشیاشو میاد میگه فک میکنه من چششون میزنم ک با همسراشون بیرونن ولی برام دعاکنین وقتی اومد شوهرم همه جوره جبران کنه برام سرم بالاببرم جلو همین مادرم ک همش میخاد تخریبم کنه خیلی تنهام دردایی میکشم نمیتونم ب هیجکس بگم ..


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بچهام عادت دارن تاوقتی برمیگردم خونه برام دیرمیگذزه

خب نبرشون!

یه سرگرمی پیدا کن توی خونه بمونن یا حداقل پارک و خانه بازی

خدایا بخاطر همه چیزایی که دادی،ندادی،دادی پس گرفتی،ندادی بعدا میخوای بدی، خلاصه برای همه چی شکر

چقد وضعیتت سختع🤐

خنده را معنی سرمستی مکن ، آنکه میخندد غمش بی انتهاست.. 🌟تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضبآلود به من کرد نگاه سیب دندان از دست به خاک افتاد و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می دهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

این دخترم دس برمیداره گاهی دلم میخاد بزنمش بلکه دیگ نگف

هرچی میخاد بگه یه هفته که گریه کنه و تو اهمیت ندی از سرش می‌افته با چیزای دیگه شهربازی و بازار و اینا سرگرمشون کن

فکر میکنم اگه من به هر دری زدم و اونی نشد که می‌خواستم بشه لابد؛ قسمت خرافه نیست...!هست واقعا...

یع مدت فاصلع بگیر بذار قدرتو بدونن

خنده را معنی سرمستی مکن ، آنکه میخندد غمش بی انتهاست.. 🌟تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضبآلود به من کرد نگاه سیب دندان از دست به خاک افتاد و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می دهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز