مامانم امروز زنگ زد گفت رفتم نون بگیرم زنا گفتن یکی از همسایه ها پدرشوهرش خونه میساخته خونه اصلی خودش هم دور نبوده ولی شبا میرفته خونه پسرش بعد عروسشون ناراحت میشه که اینا چرا با سر و وضع خاکی میان خونه ما خوب برن خونه خودشون (خونه خودشون هم تقریبا نیم ساعت راه بوده) مرده هم میگه بعدا فرشا رو میدم قالیشویی ولی زنه چون ناراضی بوده دیگه به پدرشوهر و مادرشوهرش کم محلی میکنه اونا هم میرن زیر گوش پسره گلایه میکنن که زنت به ما محل نمیده و....
مرده هم با لگد میزنه تو شکم زنش خون بالامیاره فعلا نمرده بیمارستان بستریه یه دختر کوچیک شیرخواره هم داره
بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران 🇮🇷 نمی سوزد ☆ نمی دانی مگر در شعله ها، ایمان نمی سوزد ؟ ☆ گمان بردی که این بار، این حکایت فرق خواهد کرد؟ ☆ خدا فرعون را یکبار دیگر غرق خواهد کرد... ☆ مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل ✊🏻ما مثل هم نیستیم، ما از نسل حیدر کراریم♡شجاع و نترس♡وارث حیدر خیبر شکنیم♡نوبت ماست در از جا بکنیم.خیبر، خیبر یا صهیون👊🏻
. خدایا شکرت خداجونم ازت ممنونم ک برام معجزه کردی😍🥹 تماشای تو در واقع تماشای بهشته🙂زمین بی تو جهنم برزخم بی تو چ زشته درواقع بدنت دستات خودش خانواده کشور و عشقه «❤️mehranm❤️»
یاد پدرشوهر خودم افتادم. میرفت ساختمونشونو بسازه من تازه از سرکار می اومدم خسته و گشنه سفره مینداختم آقا صاف میومد بدون اینکه از قبل بگه. مینشست سر سفره غذا میخورد. مادرشوهرمم تو خونه. حالا خونه خودشون تا ما پنج دقیقه فاصله داشت. بدم میاد ازشون.
مودب باشاتفاقا من یک بانو هستم شما بگو اگه زن داداشت کم محلی میکرد چیچون میگم حالا یه کم محبت کنن چی ...
با لباس خاکی هرکی بیاد خونه م عصبی میشم حتی شوهرم.یا لباساشونو تمیز میکردن یا میرفتن خونه خودشون مگ خودشون خونه زندگی نداشتن؟! نیم ساعت راه میرفتن خسته میشدن؟!
امسال ما عید نداریم شادی نداریم...ما عزاداریم ....عذا دار عزیزامون🖤