نه خب عیب ما خانم ها همینه
من یه مدت خداشاهده
بسکه اعتماد بنفس نداشت شوهرم
شوهرمو بال و پر دادم
دیدم هووووووو هوا برش داشته
زدم جاده خاکی
بال و پرش و قیچی کردم
مثلا هربار دعوا میشه چیزی نمیگم
فقط میگم هیکلم هیکلتو میفروشه و خنده ای میزنم
بعد اشتی میکنییم
میام براش صورتشو کرم میزنم از ترمیم کننده ها و جوان سازها و ...
میگم وای فلانی چقد صورتت داغون شده خدا کنه اینا جواب بده
پوستت پیر شده چه چال چوله افتاده
حالا کرم و پمادها هم از چند سال پیشه ولی دلش ذوق میکنه😁😅
بعد گیر میدم به موهاش که چه خرابه و ال و بل خلاصه ریده میشه بهش دیگه کم منو نمیگه و همش بخودم میرسم همیشه ارایش دارم