2777
2789
عنوان

از دست بابام خیلی ناراحتم

78 بازدید | 2 پست

خواهر بزرگم وقتی کنکور قبول شد بابام فرستادش یه شهر دیگه ، وقتی من کنکور دادم چون رشته ای میخواست قبول نشده بودم منو نفرستاد و گفت همینجا بخون نمی فرستاد جایه دیگه با اینکه دولتی بود 

حالا خواهر کوچیکم همون رشته منو که قبول شده بودم آورده غیر انتفاعی همون شهری که قبول شده بودم و بابام اومده میگه بره اشکال نداره و میخوان برن ثبت نامش کنن 

نمی دونم مشکل از من بود؟ یا برای من خار داشت؟ که منو فرستادن دانشگاه شهرمون که ازش متنفر بودم 


بابت که دشمنت نیست برای خواهرای منم آزادی هایی که داده که من تو خوابم نمیدیدم ولی در هر صورت بهش عشق می‌ورزم چون مثل شیر همیشه نگهبان بوده و مطمئنم صلاحم را بهتر از خودم میدونسته

بابت که دشمنت نیست برای خواهرای منم آزادی هایی که داده که من تو خوابم نمیدیدم ولی در هر صورت بهش عشق ...

آها چون صلاحمو میدونسته گفته تو رو تو قفس میزارم خواهرات برن عشق و حال؟ من نخوام صلاحمو بدونه باید چیکار کنم؟ 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792