بابای من مامانمو نمیخواست از وقتی یادمه همش دعوا و کتک کاری داشتن منم چون بچه بزرگ بودم بیشتر میفهمیدم فراری بودم خونه مادر پدرم پیشش انس گرفتم تا اینکه مامانم بابامو عمد معتاد و بی غیرت و بد بخت کرد که بهش سر نباشه دیگه با منم حسابی از بچکی چپ افتاده بود چون پیش عمه و مادر بزرگم بودم خلاصه یه نامادری بتمام معنا برام شده بود بدش می اومد من به مادر بزرگم میرسیدم میگفت ولش حن بگنده ولی من نمیتونستم چون بهم محبت کرده بود جوری که سر ارث هم تو گوش برادرام خوند حسابی خانوادمو با مادربزرگم و من دشمن کرد برادرام اصلا باهام تو خونه حرف نمیزدنذبابامم از ترس همینطور تا نتونستم تحمل کنم زدم بیرون یحی یه زنگ بهم نزد رفتم کار پرستاری یکی دوجا چن روز جا عوض کردم تا رفتم شدم پرستار یه دختر بچه پدرو مادرش شاغل بودن زیاد خونه نبودن همون شب اول بابای بچه بهم تجاوز کرد سر شب گفت بیا مشروب بخور گفتم من اهلش نیستم بعد چای سبز برام اورد خوردم انگار چن تا ارامبخش باهم خوردم صبح که فهمیدم چی بسرم اومده رگ دو دستمو زدم قرص هم خوردم خواستم شکایت کنم مدیر کاریابی منو ترسوند گفت فردا میگه خودش خواسته خنم حوصله دادگاه اومدن ندارم نمیام بعد این یارو پول داره بده بد تر بسرت میاد منم بیخیال شدم تا خونه یه پیر زن رفتم پرستاری ایندفه دختر پیره زنه خیلی باهم صمیمی شد گفت ازت خوشم اومده میخام بگیرمت برا پسرم منم رو اعتماده مادر قبول کردم ولی جریانه اتفاق تلخمو براش گفتم گفت نیازی نیست پسرم بدونه من تو رو قبول دارم تا عقد کردیم سری اومدیم سر خونه زندگیمون الان فهمیدم شوهرم مشکل عصبی داره شدید غز نظر جنسی هم ضعیفه مشروب هم میخوره دم دیقه بهم میگه کلفت بهش میگم بیا دکتری مشاوری چیزی بریم .تو یه اتاق با مادرشوهرم زندگی میکنم دوازده تومن پس انداز با ده تومن وام ازدواجم رو که داشتم مادر شوهرم ولکنم نشد گفت بده شوهرت خونه بگیره من خودم غساس برات همه چی میدم پولمم شوهرم گذاشته تو حسابش شدم خدمتکار مادرش هر روزی کار کنم باهام خوبه اگه یکساعت کارنکنم اخم و تیکه متلکه هرباری هم که میگم اینجوری میشه از اتفاقه برا تهدید استفاده میکنه حالا میخواستم بدونم اگه برم دادگاه برا طلاق اون موضوع برام دردسر نمیشه؟
وای چه سرنوشتی خیلی متاثر شدم کاش از خونه نمیرفتین شما همون اول باید میرفتین شکایت میکردین آبروی مرد متجاوز رو میبردین الانم دیر نشده حدا بشین و تمام حق و حقوقتون رو بگیرین و برای خودتون یه زندگی نو شروع کنین اما به نظر من بهتره اول بایک مشاور هم مشورت کنین
مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭
واسه پولی که دادین مدرکی چیزی یه دستتون هست؟مهریه تون چقدره؟
مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭
اگه واقعا بهتون سخت میگذره آره چرا که نه شما حق دارین از زندگیتون لذت ببرین همه اشتباه میکنن اشتباه اولتون پناه بردن به جایی غیر از خونواده تون بود میدونم شرایط براتون سخت بوده اما ای کاش تا زمان ازدواجتون همونجا می موندین و سرتون رو با درس یا کار گرم میکردین و بعد اون اتفاق وحشتناک که شکایت نکردین و بعد اینکه با یه زن غریبه اون ماجرا رو فاش کردین
مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭
بنظرتون متونم مشکلات شوهرمو ثابت کنم چون وقتی بهش میگم درمان نکنی مجبور میشم برم میگه من مشکلی ندارم با صدتا خوابیدم به تو حس ندارم برم شکایت کنم ضایع نشم؟یا مادرش از پیامای که قبل بهش دادم گفتم همچین اتفاقی برام افتاده مجبور شدم ترمیم کنم استفاده نکنه
شتاب زده تصمیم نگیر ، احتیاط کن، مگه چقدر دیگه تحمل داری که باز یه تجربه بد به زندگیت اضافه بشه؟ اول همه راههای ممکن رو برای اینکه بتونی زندگیتو روبراه کنی امتحان کن. طلاق آخرین راهه ، اگه هیچی جواب نداد و زندگی قابل تحمل نبود بعد...
دهنتو ببند... دددهنتووو ببنند ... با شما نیستم با خودمم که یادم باشه غر نزنم، حرف بد نزنم، ایراد نگیرم ، انتقاد نکنم، نصیحت نکنم...اگه از چیزی ناراحت شدم فقط حق دارم به راه حل فکر کنم 😊
چرا همسرت نسبت به شما سرده؟ یه علتی باید داشته باشه
دهنتو ببند... دددهنتووو ببنند ... با شما نیستم با خودمم که یادم باشه غر نزنم، حرف بد نزنم، ایراد نگیرم ، انتقاد نکنم، نصیحت نکنم...اگه از چیزی ناراحت شدم فقط حق دارم به راه حل فکر کنم 😊
اگه واقعا بهتون سخت میگذره آره چرا که نه شما حق دارین از زندگیتون لذت ببرین همه اشتباه میکنن اشتباه ...
گفتم که مادرم از نا مادری بدتر بود اجازه نداد درسذبخونم هر کسی هم میخاست بیاد خوا ستگاریم اونقد غیبتمو میکرد که کسی خواستگاریم نمی اومد واسه از خونه رفتنم به اندازه اذیتم میکردن که نشد تحمل کنم مادرم غذارو میریخت بمن نمیداد دوروز دوروز گرسنه میموندم بخدا قسم.
ببینین با یه مشاور در اسرع وقت مشورت کنین مشاور حقوقی و اینکه ممکنه همسرتون ازتون شکایت کنه به جرم اینکه اون اتفاق رو بهش نگفتین باید خیلی محتاط باشین اگه رفتار همسرتون باعث عسر و حرج شده و زندگی به شما سخت شده حتما میتونین اقدام کنین اما اگه همسرتون درمان پذیره از لحاظ جسمی و اینکه هنوز امیدوارین به بهبود شرایط پس صبر کنین اما اجازه ندین خودش یا مادرش بهتون بی احترامی کنن یا ازتون سواستفاده کنن
مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭