زن بابام صبح هفت ونیم امد خونمون .......
گفت شادی زندگیتو بکن منو بابات توان خرجتو نداریم بعد طلاق ......بسوز و بساز ۲۵۰ تومن پول اورد گفت نیازت میشه من گفتم ممنون من نیاز ندارم به پولتون طلاق گرفتم نمیام مزاحم شما بشم .....الان بابام زنگ زده میگه خلایق هر چه لایق من گوشی رو قطع کردم اول صبی اعصاب برام نزاشتن تا عصرم که شوهرم میاد