2777
2789
عنوان

فریدون مشیری🌸✨

26 بازدید | 0 پست

بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز

بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبک بال

پر گیرم از این بام و به سوی تو بیایم

پرواز به آنجا که نشاط است و امید است

پرواز به آنجا که سرود است و سرور است

آنجا که سر و پای تو در روشنی صبح

رویای شرابیست که در جام بلور است..! 

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

راه دل خود را نتوانم که نگویم.. 

هر صبح در آیینه جادویی خورشید 

چون می‌نگرم... چون می‌نگرم... چون می‌نگرم 

او همه من، من همه اویم... 

او روشنی گرمی و بازار وجود است

در سینه من نیست دلی گرم تر از او

او یک سر آسوده به بالین نهادست.. 

من نیز به سر میدوم اندر طلب دوست 

من نیز به سر میدوم اندر طلب دوست..! 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792