پدر خواستگارم ابجیمو تو نونوایی دیده هفته بعدش اومده
خونمون گفت اون دخترت ک نونوایی دیدم معلمه؟ بابام گفته نه حالا شش ماه گدشته دیروز خواهر پسره به خواهرم پیام داد برای خواهر معلمت میخاییم بیایم خواستگاری
ک منم
حالا بابام ظهراومده میگگ نه اون باتونیس خواهرتو دیده اونو میخاد
منم خوشحال شدم ک من نیسم حالا به ابجی بزرگم پیام میدم بگو اونی ک دیده من نیسسم بگو خواهرکوچیکمونه ک معلم نیس
ابجی بزرگم میگ ن تویی منظورشون
چجور ازشراینا بدون ضایع شدن خلاص شم
پسره ابجیمو فالو داشت قبلا
ولی منو نه
گفت پیدانکرده منو