بچها خیلی خستم
نمیدونم درک میکنید یا ن
مادرشوهرم مریضه ی هفتس اومده خوابیده خونه ی من !!
بعد اون مراقبت میخواد ک ب کارای شخصیش پدرشوهرم میرسه
تو ی کارای خونه ام همسرم و دوباره پدرشوهرم کمک میکنن مثلا صبحونه با پدر همسرم هست
ظرفای شامم گاها همسر میشورن میگن خسته میشی.
از سمتی خیللییی خستم راحت نیستم تو خونه فضای خونه سمییه
دیشب همسرم اومد دنبالم منو برد بیرون لباس اینا خرید تو راهم خیلی عذرخواهی و تشکر کرد و برام کادو خرید ک گزاشتم مامانش اینجا باشه
از طرفیم واقن اذیتی ندارن ب من
ولی خودم خستم خیلی بغض دارم کلافم با بغض دارم تایپ میکنم
چیکار کنم ن میتونم بگم برن بجز شوهرم بچه ندارن
ن میتونم بگم بمونن چون خودم نمیتونم دیگ کم اوردم
شما بگیر چیکارکنم
خواهرای مادرشم هرروز میان ب بهانه سر زدن میوه بیار چایی بیار
خودمم پریود شدم دیشب شوهرم بیچاره تا صبح بیدار مونده کیسه ابگرم گزاشته و ماساژ داده و هی عذرخواههی کرده
ی راهکاری بگید از این کلافگی و خستگی درام