مغازه ب اسم خواهرشه حالا نمیدونم با خود صابکارم شریکه یا نه بعدا توضیح میدم
اولین باررفتم برای پرس و جو گفت یک تا شیش چار تومن
گفت تو بیا با خواهرم(صابکارم) صحبت کن باز
رفتم گفت سه و پونصد شروع میشه راضیم باشم باهات راه میام بیشتر میکنم خلاصه اولین روز کاریم رفتم تایم کاریمو از1تا6کرد1تا8 منم گفتم انتظار دارم حقوقمو بیشتر کنیاا گفت باهات راه میام
اولش خوب بود مهربون بود ولی کم کم شوخی کردنای بی نمکش شرو شد مثلا کلوچه هامو میخورد یا ب ی مشتری گفته بود همکارم نزدیک بود وسایلاتو بشکونه بعد من ب صابکارم گفتم ینی چی این حرفتونووون اونم گعت شوخی کردم دیگه
یا جلو مشتری میگفت تو فلان جنسو زیاد زدی..
یا خیلی چیزای دیکه سر حقوق دادن گفت خیلی تنبلی همه چی بهت برمیخوره
منم تا واریزی رو دیدم سه و پونصد هست قاطی کردم اما اون روز خودش نیومد اون یکی خواهرش بودد بهش گفنم من روز اول اومدم شما گفتیم فقط فروشندگی ولی من کارای دیگه هم میکنم از بسته بندی گرفته تا.... چیرایی ک وظیفه فروشنده نیست
خواهرشم گفت راستش منم خواستم چار بدم اما بچه ها(همین صابکارمو شوهرش) گفتن نه سه و پونصد بسع
منم گفتم نه نمیتونم دیگه همکاری کنم اصلا راضیم نیستم
خلاصه فردا شد صابکارم زنگ زد گفت ک راجب حقوقت من چارتومن نمیتونم کنم بیشتر چون تو کار خلصی نمیکنی تایم استراحت داری میشنی اونطوزی نیستی فقط کار کنی
من سعی کردم خودنو کتترل کنم خیلی اروم گفتم من کار خاصی نمیکنم؟؟ من ک همش در حال فعالیت بود کارایی ک وظیفه من نیست انجام میدم اونم گعت نه در کل میگم
منم گفتم کلا دیگه دوس ندارم باهاتون کار کنم اونم گفت موفق باشی خدافس
وای دوباره یادم اومد حرصم گرفت
بنظدتون یهو ولش کردم اونجاش سوخت؟ 😂🐈