من این چن روز pms بودم خیلیم اعصابم سگی بود حتی با مامانمم فقط بحث و دعوا داشتم.
دیشب سرم خیلی درد میکرد.قرص خوردم سرمو بستم ساعت ۱۰ بود حدودا ک خوابم برد.و خب من در اتاق رو همیشه میبندم.
ساعت ۲ شب بود ک از خواب بیدار شدم.دلم واسه مامانم تنگ شده بود و از طرفی سرویس هم میخواستم برم...
تا در اتاقو باز کردم دیدم بوی شدید گاز از تو سالن میاد گاز بو نداره ب اون صورت ولی چون در و پنجره بسته بود این بو انقد زیاد بود ک من همون لحظه اول متوجه شدم.قبل سرویس رفتم آشپزخونه چک کردم دیدم زیر کتری ک روشن بوده خاموش شده و مامانمم دیگ چک نکرده.
منم بستم و اول چک کردم ببینم مامانم و داداشم نفس میکشن یا نه بعدم درو باز کردم گذاشتم هوا عوض بشع.
نمیدونم ی گاز کوچولو میتونست ادمو به کشتن بده یا نه..
چون ساعت ها بود ک تو محیط بسته باز بود و اگ نمیبستمش تا صبح فاجعه بود.بنظرتون کار ارزشمندی کردم جدی؟🤪
بازم خداروشکر