2777
2789

من الان نهه چند وقت پیش.. رفته بودیم شمال بعد من عکاسی هم کار میکنم 


صبح بود از ویوی یه خونه ایی خوشم اومد می‌خواستم عکاسی کنم تنها هم بودم بعد گفتم شاید الان که صبحه بخوان از خونه بیان بیرون منو ببینن فکر بد کنن یا کلا راضی نباشن به هر حال از حیاطشون صدا ميومد زنگ زدم و خانمه اومد اولش فکر کرد بعد گفت اوکیه و... کلی هن اصرار کرد بیا داخل و..‌ داشتن صبحانه میخوردن... گفت بیا صبحانه ... کلی سوال پرسید ازم گفت یه پسر دارم فلانه .. بیساره... خیلیی تکرار کرد بیا داخل

من که نرفتم داخل 

ولی میگم نکنه فکر بدی کرده راجع به من

•|شیرینآ|•💕 ملقب به خانم توت فرنگی🍓🧚🏻‍♀️ •مهربان باشید اما از ادم های پرتوقع فاصله بگیرید مقیاست را بهم میزنن و حرمت مهرت را می‌شکنند آنها حافظه ضعیفی دارند خوبی هارا زود فراموش می‌کنند..✨️ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792