2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

این یک سؤال عمیق و قدیمی است که پاسخ‌های متفاوتی در فرهنگ‌ها، ادیان و مکاتب فکری مختلف دارد. در واقع، می‌توان گفت پاسخ به این سؤال ترکیبی از «بله» و «خیر» است، بسته به اینکه از چه زاویه‌ای به آن نگاه کنید.


### ۱. دیدگاه دینی و معنوی (بله، ازدواج قسمت است)


در بسیاری از ادیان توحیدی، به‌ویژه اسلام، اعتقاد بر این است که تمامی رخدادهای مهم زندگی، از جمله ازدواج، در چارچوب **قضا و قدر** یا **سرنوشت** الهی قرار دارند.


*   **معنای قسمت:** از این منظر، «قسمت» به این معناست که خداوند از ابتدا می‌داند که شما با چه کسی ازدواج خواهید کرد و این اتفاق در زمان و مکان مقرر رخ خواهد داد. این باور معمولاً برای افراد آرامش‌بخش است، زیرا باعث می‌شود سختی‌ها یا تأخیرهای احتمالی در امر ازدواج را به حکمت الهی نسبت دهند.


*   **تداخل با اختیار:** با این حال، در دیدگاه‌های دینی، قسمت معمولاً با مفهوم **اختیار** (انتخاب آزاد انسان) در تضاد نیست. انسان موظف است در چارچوب همان سرنوشت، تلاش کند، تحقیق کند، مشورت بگیرد و بهترین انتخاب ممکن را انجام دهد. در واقع، تلاش و انتخاب آگاهانه شما **بخشی از همان قسمت** است که باید محقق شود.


### ۲. دیدگاه عملی و روانشناختی (خیر، ازدواج نتیجه انتخاب است)


از دیدگاه روانشناسی، جامعه‌شناسی و عمل‌گرایانه، ازدواج یک فرآیند کاملاً انسانی و مبتنی بر **انتخاب، تلاش و مهارت** است.


*   **عامل انتخاب:** شما به‌صورت فعال تصمیم می‌گیرید که همسر انتخاب کنید، معیارهایی برای خود تعریف می‌کنید و در محیط‌های مختلف به دنبال فرد مورد نظر می‌گردید. شما با ارزیابی و تصمیم‌گیری آگاهانه با فردی پیمان زناشویی می‌بندید.


*   **عامل تلاش:** موفقیت یا شکست در ازدواج نیز نه به سرنوشت، بلکه به میزان تلاش طرفین برای سازگاری، حل تعارض، بهبود مهارت‌های ارتباطی و تعهد بستگی دارد.


*   **عامل فرصت:** آنچه مردم گاهی «قسمت» می‌نامند، ممکن است در واقع **تلاقی فرصت‌ها و شانس‌ها** باشد؛ یعنی قرار گرفتن در زمان و مکان مناسب که منجر به آشنایی می‌شود. این فرصت‌ها نتیجه عوامل بیرونی، محیط اجتماعی یا شبکه‌های ارتباطی شما هستند.


### نتیجه‌گیری: تلاش در چارچوب تقدیر


بهترین رویکرد این است که این دو دیدگاه را با هم ترکیب کنیم:


1.  **وظیفه ما تلاش و انتخاب است:** شما باید با استفاده از اختیار و عقل خود بهترین تلاش را برای انتخاب یک شریک مناسب انجام دهید، معیارهای منطقی داشته باشید و با آگاهی تصمیم بگیرید.

2.  **نتیجه در دست تقدیر است:** پس از تلاش، فرصت‌هایی که پیش می‌آیند و اینکه نهایتاً چه کسی وارد زندگی شما می‌شود و در چه زمانی این اتفاق می‌افتد، در چارچوب بزرگ‌تر سرنوشت قرار می‌گیرد.


بنابراین، ازدواج هم نتیجه انتخاب‌های آگاهانه شماست و هم در چارچوبی از زمان‌بندی‌ها و رخدادهایی که خارج از کنترل مستقیم شما هستند (که بسیاری آن را «قسمت» می‌نامند) اتفاق می‌افتد.

پس دختری ک براش پیش نمیاد از ی طرف هم باید حیا داشته باشه باید بره دنبال شوهر بگرده؟؟

اون دختر مثل خودم بیچاره اس

باید والدین یا فک و فامیل مورد معرفب کنن

دشمن و بدخواه داره

و گرنه دختر با حیا رو زمین نمیمونه

درکت میکنم منم مثل صما بودم از اخرم با اولین خاستگارم ازدواج کردم از ناچاری از بدبختی. الانم بدبختم

لطفا دعا کنید شوهرم کار پیدا کنه هوا سرد شده پیک موتوری سختا. بیزحمت بازم دعا کنید زودتر بریم پیش شوهرم.

سلام مامان من کتابدار هستن و زمانی که ازدواج کردن حدود ۲۷ سالشون بود، خانمی در کتابخونه رفت و آمد داشته و مامانمو دیده و فهمیده مامانم مجرد هست. اتفاقی با خانواده بابام آشنا میشه و به اونها برای بابام مامانمو معرفی میکنه. بابام هم اولین ملاقاتش با مامانم اینطوری بود که رفته بوده کتابخونه که ایشون کار می‌کرده و کتابی از مامانم امانت میگیره، خودشون بهم گفتن کتابی درباره امام علی علیه سلام بوده.

خلاصه دیگه بابام گویی در نگاه اول عاشق مامانم میشه و به خواستگاریش میره و مامانمم مهر بابام به دلش میشینه و باهم ازدواج میکنن. 

الان سالها از ازدواجشون میگذره و حاصل این ازدواج من دختر ۱۸ سالشون و خواهر و برادر دو قلو ۸ سالم هستیم.

خداروشاکریم

اون دختر مثل خودم بیچاره اسباید والدین یا فک و فامیل مورد معرفب کنندشمن و بدخواه دارهو گرنه دختر با ...

چند سالگی ازدواج کردید شما.

من الان ۲۶ سالمه البته خیلیییی کوچیکتر میزنم یعنی همه فک میکن نهایت ۲۳ باشم خواستگارام مورد مناسبی نبودن یا اگه بودن من خوشم نیومد ازشون. با حیا هم بودم تو دانشگام خیلی سرب زیرم چون اینجوری دوست دارم ولی از ی طرفم دوست دارم ازدواج کنم نمی‌دونم چرا خواستگار خوبی ک من می‌خوام نمیاد .

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
چند سالگی ازدواج کردید شما.من الان ۲۶ سالمه البته خیلیییی کوچیکتر میزنم یعنی همه فک میکن نهایت ۲۳ با ...

پس خاستگار داری سخت نگیر

چی بودن خساتگارا ک خوشت نیامد

لطفا دعا کنید شوهرم کار پیدا کنه هوا سرد شده پیک موتوری سختا. بیزحمت بازم دعا کنید زودتر بریم پیش شوهرم.

پس خاستگار داری سخت نگیرچی بودن خساتگارا ک خوشت نیامد


مثلا دوتاشون راه دور بودن. 

یکیشون ملاک های منو نداشت 

یکیشون پسرعممه ک اصلا دوست ندارم عروس عمم شم . از یکیشون خوشم اومد و هنوزم خوشم میاد یکم برادرش منو برای ایشون خواستگاری کرد بعد گفته بود ک شما با دخترتون صحبت کنید منم برم با داداشم صحبت کنم بهتون زنگ میزنم . هرچند من اون موقع ندیده بودمشون اصلا برای همین ب خانوادم گفتم اگه زنگ زدن جواب رد بدید و قاطع بودم . ولی اوناهم دیگ زنگ نزدن حدسم این بود خوده پسره نخواسته. چون ی بار شنیدم چندسال پیش از ی دختر دیگ خوشش اومده البته بخاطر همین موضوع هم راضی ام ک جور نشد چون ممکنه هنوز عاشق طرف باشه و من خیلی حساسم . اما اگه این موضوع در میون نبود و دوباره خواستگاری میکردن جواب مثبت میدادم. پیجش رو اتفاقی دیدم تو اینستا رودر رو فقط یکبار دیدمش و اون اصلا منو ندیده

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
مثلا دوتاشون راه دور بودن. یکیشون ملاک های منو نداشت یکیشون پسرعممه ک اصلا دوست ندارم عروس عمم شم . ...

بازم مورد برات میاد نگران نباش

لطفا دعا کنید شوهرم کار پیدا کنه هوا سرد شده پیک موتوری سختا. بیزحمت بازم دعا کنید زودتر بریم پیش شوهرم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز