بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نداشتم اینجام بچه اذیت نکنه تحمل میکنم انروز گریه اره پسر این خانم منو زد دستم بشکنه چیکا کنم شوه ...
اشتباه تایپی زیاد داشتی دقیق متوجه نشدم، ولی میدونم شرلیط پسر و خودت و دختر همسرت بحرانیه
خدا کمکتون کنه خیلی سخته واسه هرسه تاتون، پسرت از یه طرف یه نوجوون که به شدت از این شرایط آسیب میبینه ، خودت هم که تا آخر عمر باید اسم نامادری یدک بکشی ، دختره هم که کمبود توجه و محبت داره و دو روز دیگه هم سن بلوغشه و اونموقع خدا به دادت برسه
ن گفتم برید اتاق بچه بنویسید میگ اتاق دلگیره پذیرایی خوبه میگم من برم خاب میگ نه اتاق من نه باز خ ...
باید برای بچه ها قانون بزاری اسی من مامانم بخدا فک کنم تا قبل 12 سالگی مارو مجبور میکرد ساعت هشت و نیم تو رخت خواب باشیم دیگه هم هیچ عذرو بهونه ای قبول نمیکرد با اینکه خودش با پدرم تا سه چهار بیدار بود فیلم میدیدن یا هرکار دیگه ای میکردن بعد تا دبیرستانم ساعت یازده باید میخوابیدیم و کلی قانون دیگم داشتیم با اینکه تو خونم کلی اختلاف داشتیم یکسره دعوا و کتک کاری بود تو این زمینه بابام همیشه پشت مادرم بود توهم هر طور شده باید به همسرت بفهمونی این بچه الان 9 و10 سالشه دو روز دیگه که بشه 16و 17 سالش که پدرت رو درمیاره تاپیک های قبلیت رو خونده بودم اسی واقعا سخته خدا بهت صبر بده بعضی ها بدون هیچ منطقی میان میگن هرچی بشه اون بچس و...درصورتی که بچه بودنش چیزی از کار اشتباهش توجیح نمیکنه متاسفانه یکسری همین طرز فکر رو داشتن که الان جامعه پر از ادم مشکل داره دیگه که بقیه دارن تاوان تربیت غلطشون رو میدن
تو زیباترین حزن من بودی عزیزترین زخمم بودی اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم غم انگیز ترین شکل انقراض است که برگزیده ام و دردناک ترین قسمت این جنگ نابرابر این بود که هیچ وقت ندانستی دلم باماندن بود راه اما راه رفتن و نمیدانی چه رنجیست کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود...و پس از تو دل من برای ماندن هیچکس تقلا نکرد.
اسی یه چیزی میگم ناراحت نشو و نفرین نکن، این خانه از پای بست ویران استالآن پسرت که شرایطش خیلی بحران ...
دقیقا اون بچه تو اینده میدونی چه بلایی سرش میاد زندگی مشترکش هم تحت تاثیر قرار میگیره
تو زیباترین حزن من بودی عزیزترین زخمم بودی اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم غم انگیز ترین شکل انقراض است که برگزیده ام و دردناک ترین قسمت این جنگ نابرابر این بود که هیچ وقت ندانستی دلم باماندن بود راه اما راه رفتن و نمیدانی چه رنجیست کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود...و پس از تو دل من برای ماندن هیچکس تقلا نکرد.
دختره همیشه دعوا میندازه پدرش منو بزنه یا ب پسرم توهین کنه بلدمیشه میرقصه میگ بابایی کی طلاقش میدی
دلم برای پسرت خونه اسی همسر سابقت شرایط نگهداریش رو نداره؟
تو زیباترین حزن من بودی عزیزترین زخمم بودی اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم غم انگیز ترین شکل انقراض است که برگزیده ام و دردناک ترین قسمت این جنگ نابرابر این بود که هیچ وقت ندانستی دلم باماندن بود راه اما راه رفتن و نمیدانی چه رنجیست کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود...و پس از تو دل من برای ماندن هیچکس تقلا نکرد.
اسی شما خودتو سلب اختیار کردی از کارهای دختر همسرت
هر سه شما مقصرین هم شما هم همسرت هم دخترش
هماهنگی بینتون نیست کار کشیده به نفرت و بمن چه
تربیت اون دختر بچه خیلی مهمه که الان نه نظم داره نه مسئولیت
بهتره با همسرت صحبت کنی تا همگی تو آرامش باشین
❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛ پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم