سه روز پیش گچ پای شوهرمو باز کردیم برای کش اومدن تاندوم گچ گرفته بودن
مادرشوهرم روزی که پاشو باز کردیم بماند که با چاقو گچ باز کرد و نذاشت بره دکتر نکنه پول خرج کنه اومد مرحم بستش برای شوهرم هی گفت مراثب باش ماشین نرونه جایی نر دو بار هی اینو تکرار کرد منم شهر غریبم دوهفتس نرفتم خونه مامانم منظورش بامن بود که نری خونه مامانت
چون پسرش همه جا داره میره الانم پسرش خونه نیست
منم امروز میخوام برم خونه مامانم ۵۰کیلومتر راه
میترسم چیزی بگه