به جای اینکه حال و احوال بپرسیم، حال و احوال میگیریم.
یکی از دوستانم به من زنگ زد، بعد از مدتها، و گفت که حالی هم از ما نمیپرسی؟! دیگه به کارهای خودت مشغول هستی و… دیگه کاری نداری ما چیکار میکنیم و… اصلاً چرا یک زنگی به ما نمیزنی؟؟؟ یعنی ما اینقدر بیارزشیم…
همینطور شروع کرد بد گفتن و بد گفتن و بدگفتن تا اینکه حال من بخوبی گرفته شد و آخرش گفتم متشکرم از تماست و تماسمان تمام شد و وقتی داشتم به مجموع این صحبتها گوش میکردم، دیدم عملاً هیچ اتفاقی نیفتاد به جز اینکه آن شخص زنگ زد، غر زد و میخواست معذرت خواهی من را بشنود که شنید و تلفن را قطع کرد.
خب این کار بسیار بسیار اشتباه هست. ما به عنوان یک انسان باید این را در نظر بگیریم که هر انسانی دلمشغولیها و دغدغههای خودش را دارد، بنابراین اجازه نداریم از همه توقع داشته باشیم که حتماً یک زنگی به ما بزنند.
(از ی سایت دیگه اس😆❤)