2777
2789
عنوان

ازدواج

104 بازدید | 4 پست

من 22 سالمه با یه اقایی اشنا شدم 35 سالشه حدود یه ماهه حرف میزنیم بعد حدودا 15 روز از اشناییمون گذشته بود خیلی جدی گفت قصدم ازدواجه و با مامانت درمیون بذار اما  مامانم  مخالفت کرد کامل. هم بخاطر سنمون و هم شغلمون.من دانشجوی داروسازیم اونم شغلش ازاده ولی خب درامد خوبی داره...ولی رفتار و اخلاقش خوبه.نظرتون چیه

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من خودم مشابه همینو کسی و دوس دارم ولی مامانم همش میگه لیاقتت خیلی بالاتر از اینه وفلان و..  ولی من قبولش دارم 

به نظر من اگه طرفموقعیت ومالی واجتماعی خوبی داشته باشه حالا هر شغلی اوکیه دو اینکه با اخلاق باشه شخصیت سالمی داشته باشه اوکیه وگزینه اخر دل خودم 

شغلش چیه؟چه معیارهایی داری؟و با معیار هات میخونه؟

مغازه لپتاپ و اینجور چیزا داره.اخلاقی و خانوادگی خیلی بهم میخوریم کلا فقط به یه سری چیزا گیر میده مثلا عکس پروفایل و مانتو با رنگای صورتی و قرمز و استوری با موی باز و ...

من خودم مشابه همینو کسی و دوس دارم ولی مامانم همش میگه لیاقتت خیلی بالاتر از اینه وفلان و.. ولی من ...

من چون امسالم قراره پزشکی بخونم 7 سال موقعیت شلوغی دارم نمیدونم واقعا چطوری بهش نه بگم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792