من 22 سالمه با یه اقایی اشنا شدم 35 سالشه حدود یه ماهه حرف میزنیم بعد حدودا 15 روز از اشناییمون گذشته بود خیلی جدی گفت قصدم ازدواجه و با مامانت درمیون بذار اما مامانم مخالفت کرد کامل. هم بخاطر سنمون و هم شغلمون.من دانشجوی داروسازیم اونم شغلش ازاده ولی خب درامد خوبی داره...ولی رفتار و اخلاقش خوبه.نظرتون چیه
مغازه لپتاپ و اینجور چیزا داره.اخلاقی و خانوادگی خیلی بهم میخوریم کلا فقط به یه سری چیزا گیر میده مثلا عکس پروفایل و مانتو با رنگای صورتی و قرمز و استوری با موی باز و ...