فکر خودکشی زده ب سرم خستمه:)
دوساله ازدواج کردم فقط روزای اول ازدواجم رابطه داشتیم ک بارادر شدم والان دوساله ک خیلی سردیم تنها مردونگیش همینه فقط بغل کردن بلده ن کار داره ن چیزی با خوانوادش زندگی میکنیم خیلی خستمه ۲۱سالمه وبشدت ازش متنفرم خونواده ای هم ندارم مجبورم باهاش دووم بیارم یه بچه یساله دارم ک شده امید من :) حتی ماشین نداره ک منو ببره بیرون پولم نداره:)
الان مدتیه ک عشق قبلیم بهم پیام میده اینم بگم وقتی باهاش حرف میزنم حالم خیلی اروم میشه هرمدت پیام میده حالمو میپرسه خیلی عاشقمه ولی نشد ک مال هم بشیم اینم بگم منم خیلی عاشقشم وقتی پیام میده ومیره انگار جونمو باخودش میبره تا چند روززز همش بفکرشمم وذهنم درگیرشه خیلی خستمه اصلا وقتی باهم حرف میزنیم حالم خیلی خوب میشه از ی طرف چون خیانت محسوب میشه ب شوهر کثافتم مجبورم باهاش حرف نزنم
واقعا نیازمه ی مرد واقعی کنارم باشه