2777
2789
اصلا خوب نیست من متنفرم چیکار میشه کرد ک این رسما تموم بشه؟اصلا به بقیه چه کی چی داره و داده؟

خيلي راحت ، كار سختي نيست ، من همه ي فاميلامون منتظر بودن جهاز من رو ببينن ، ( تك دختر و خيلييي لوس بابا هستم ) شب عروسي همه اومدن جلوي در خونه ، منم دست همسرم رو گرفتم و جلوي در پاركينگ از همه تشكر كردم و گفتم ان شاالله توي شادياتون جبران ميكنيم ، خيلي ممنون كه همراهيمون كرديد ، خدا نگهدارتون باشه .

من خیلی وقته نمیرم ببینم. چند وقت پیش عروسی دختر دایی همسرم بود تو رودربایستی رفتم ولی اصلا وارد خونش نشدم همونجا تو حیاط تبریک گفتم.هرچی گفتن بیا بالا ببین گفتم مرسی بخاطر حاملگی یکم پام درد میکنه نمیتونم پله برم بالا

زندگی من از آنجایی دگرگون شد که تو گفتی *دوستت دارم را بامن بسیار بگو*

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عزیزم خب شما هم به همسرت بگو شاید موافقت کنه

همسرم موافقه ولی خانواده هامون نه 

‏برای اینکه کمتر آسیب ببینیدفاصله‌ها را رعایت کنید چه در رانندگی و چه در زنـدگی   
خيلي راحت ، كار سختي نيست ، من همه ي فاميلامون منتظر بودن جهاز من رو ببينن ، ( تك دختر و خيلييي لوس ...

خوبه ولی کوفتت میکنن بعد با حرف و حدیث هاشون

‏برای اینکه کمتر آسیب ببینیدفاصله‌ها را رعایت کنید چه در رانندگی و چه در زنـدگی   

منم فقط با چندتا از فامیلای خودم رفتیم چیدیم بعد خواهر شوهرم حرف و حدیثا رو شروع کرد که کارتون خیلی زشت بوده باید مارو صدا میزدین ما میشستیم یه گوشه اونا در میاوردن میچیدن الان که این کارو نکردن یه دسته و گل و یه تیکه لباس ببرن برا مامان و .... از این چرت و پرتا که تا چندروز عصابم خورد بود.

شب عروسی دیگه گذاشتیم همه بیان بالا مثل مگس هی اینور اونور میرفتن از تین اناق به اون اتاق.

تازه دو روز بعدش همه چیو جمع کردم گذاشتم تو کابینت که دم دست نباشه بعد که از مشهد اومدیم اومدن دیدنی خواهر شوهرم گفت وا چرا انقد زود جمعشون کردی ما اونشب نتونستیم قشنگ ببینیم میذاشتی مهمونا میومدن بعد جمع میکردی.

منم گفتم فیلمش هست خواستین با دقت ببینین بگین تا بفرستم🙄

💖
خب اونارو هم راضی کنید ما هم قبل خونه گرفتن حرفش بود ولی بعدش منو همسرم چون موافق بودیم گفتیم بهشون ...

میگن زشته و فلان ولی شوهرگفت در اتاقارو قفل میکنیم 

‏برای اینکه کمتر آسیب ببینیدفاصله‌ها را رعایت کنید چه در رانندگی و چه در زنـدگی   
منم فقط با چندتا از فامیلای خودم رفتیم چیدیم بعد خواهر شوهرم حرف و حدیثا رو شروع کرد که کارتون خیلی ...

وای خدا صبر بده

‏برای اینکه کمتر آسیب ببینیدفاصله‌ها را رعایت کنید چه در رانندگی و چه در زنـدگی   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  19 ساعت پیش
توسط   آیسان۶۴۶۴  |  19 ساعت پیش
توسط   عسلیی_بلا  |  20 ساعت پیش