2777
2789
عنوان

خاطره خفت گیری😂

325 بازدید | 28 پست

من و شوهرم زمانی که دوس بودیم رفتیم یه جای خلوت با ماشین 

پرنده پر نمیزد اونجا که خفت گیرا از راه رسیدن

دو نفر بودن با موتور و باتوم و شوکر داشتن 

گوشیامونو گرفتن ازمون ماشینو هم گرفتن پیاده شدیم 

شوهرم گفت لاقل بزار لباسامونو برداریم از تو ماشین 

یکم خوراکی هم داشتیم اونا رو هم میخواست برداره خفت گیر گفت بزار بمونه پاستیل دوس دارم تو راه میخورم😂😂 

من داشتم از ترس خودمو کثیف میکردم میلرزیدم قشنگ شوهرم از من بدتر بود 

آش و لاش اونهمه راهی که رفته بودیم تو بیابون پیاده برگشتیم. چن روز بعد رفتیم شکایت کردیم خودمونو هم گرفتن به خاطر خلوت با نامحرم ازمون تعهد کتبی گرفتن😂😂😂

یه هفته بعد هم گوشی هامونو پیدا کردن هم ماشین پیدا شد هم خفت گیر پیدا شد. مجبورش کردم پاستیل منو عین همون پاستیل رو بخره برام بیاره. اون یارو هم انگار خفت گیر بی سابقه بود نابلد بود خیلی ترسیده بود از ترسش کلی تنقلات و اینا خرید که رضایت بدین ولم کنن دیگه تکرار نمیشه😂😂😂😂

امروز به یاد قدیما بازم رفته بودیم همونجایی که ازمون خفت گیری شد تجدید خاطره کردیم😂

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا زدی تو ذوقمون

باید میگفتی شوهرم مثل شیر، جلوشون وایساد تا صدمه ای نبینم

نه اینکه بگی. دوتایی خودمونو خیس کردیم🤣

چو چیدن سر لاله را از بدن / خروشید ز ریشه ، هزار لاله ی زر تن..... « من آن لطافت جوانه ام که به وقت روییدن، از تن سنگ سخت تر می شود»

فکر نمیکردم خفت گیری خاطره بشه! یاد خفت گیر فوق لیسانسه ها افتادم😂

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است
چرا زدی تو ذوقمونباید میگفتی شوهرم مثل شیر، جلوشون وایساد تا صدمه ای نبینمنه اینکه بگی. دوتایی خودمو ...

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

ای کلک حالا تو بیابون چیکار میکردین خخخ

معلومه دیگه 

دعای کمیل میخوندن 

چو چیدن سر لاله را از بدن / خروشید ز ریشه ، هزار لاله ی زر تن..... « من آن لطافت جوانه ام که به وقت روییدن، از تن سنگ سخت تر می شود»

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

مرد هم مردای قدیم😭🤣🤣🤣

جات بودم می زدم پشتش میگفتم داداش نگران نباش، من هستم 🤣

چو چیدن سر لاله را از بدن / خروشید ز ریشه ، هزار لاله ی زر تن..... « من آن لطافت جوانه ام که به وقت روییدن، از تن سنگ سخت تر می شود»

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

وای ببین برای بچه تون تعریف کن بگو بابات مثل شیر خودشو خیس کرد🤣🤣🤣🤣

چو چیدن سر لاله را از بدن / خروشید ز ریشه ، هزار لاله ی زر تن..... « من آن لطافت جوانه ام که به وقت روییدن، از تن سنگ سخت تر می شود»

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   تیر1404  |  9 ساعت پیش