2777
2789
عنوان

خاطره خفت گیری😂

340 بازدید | 28 پست

من و شوهرم زمانی که دوس بودیم رفتیم یه جای خلوت با ماشین 

پرنده پر نمیزد اونجا که خفت گیرا از راه رسیدن

دو نفر بودن با موتور و باتوم و شوکر داشتن 

گوشیامونو گرفتن ازمون ماشینو هم گرفتن پیاده شدیم 

شوهرم گفت لاقل بزار لباسامونو برداریم از تو ماشین 

یکم خوراکی هم داشتیم اونا رو هم میخواست برداره خفت گیر گفت بزار بمونه پاستیل دوس دارم تو راه میخورم😂😂 

من داشتم از ترس خودمو کثیف میکردم میلرزیدم قشنگ شوهرم از من بدتر بود 

آش و لاش اونهمه راهی که رفته بودیم تو بیابون پیاده برگشتیم. چن روز بعد رفتیم شکایت کردیم خودمونو هم گرفتن به خاطر خلوت با نامحرم ازمون تعهد کتبی گرفتن😂😂😂

یه هفته بعد هم گوشی هامونو پیدا کردن هم ماشین پیدا شد هم خفت گیر پیدا شد. مجبورش کردم پاستیل منو عین همون پاستیل رو بخره برام بیاره. اون یارو هم انگار خفت گیر بی سابقه بود نابلد بود خیلی ترسیده بود از ترسش کلی تنقلات و اینا خرید که رضایت بدین ولم کنن دیگه تکرار نمیشه😂😂😂😂

امروز به یاد قدیما بازم رفته بودیم همونجایی که ازمون خفت گیری شد تجدید خاطره کردیم😂

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فکر نمیکردم خفت گیری خاطره بشه! یاد خفت گیر فوق لیسانسه ها افتادم😂

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است
چرا زدی تو ذوقمونباید میگفتی شوهرم مثل شیر، جلوشون وایساد تا صدمه ای نبینمنه اینکه بگی. دوتایی خودمو ...

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

مرد هم مردای قدیم😭🤣🤣🤣

جات بودم می زدم پشتش میگفتم داداش نگران نباش، من هستم 🤣

آهسته برانید، شاید که بدانید، در کجا می رانید😐😂☺️

اون بدتر ترسیده بود رنگش شده بود گچ😂😂😂 تا دو روز بنده خدا از سایه خودشم میترسید😂😂

وای ببین برای بچه تون تعریف کن بگو بابات مثل شیر خودشو خیس کرد🤣🤣🤣🤣

آهسته برانید، شاید که بدانید، در کجا می رانید😐😂☺️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز