پدرم که فوت کرد برادرم تمام حقوق خودشو خرج زندگی خواهر برادراش میکرد خودش عاشق شد ولی با دخالت های مادر و خواهر بزرگم نتونست با دختر مورد علاقه اش ازدواج کنه وتا سن بالا زن نگرفت توی 37سالگی یه ازدواج ناموفق داشت واز هم جدا شدن بازم اومد خرج و مخارج زندگی همه خواهر و برادرانش رو داد تا اینکه 2تاشون ازدواج کردن برادرم خیلی بلند پروازه همیشه بهترین هارو میخواست آرامش توی زندگی ما نبود جوری بار اومده بودیم که هیچکدام نرفتیم دنبال کار همش درس و تحصیلات بی فایده که حتی نتونستیم استخدام بشیم برادرم خرج زندگی رو یه تنه میداد برادرم الان 49,سالشه نه زنی نه بچه ای چجوری از کوچیکی مارو بار آورد که مثل پدر بود وما زحمتی به خودمون ندادیم کاری کنیم هر خواستگاری میومد رو در حد خودمون نمیدیدم الان من 40سالمه و.....یه دختر تحصیلکرده ولی بیکار که سن استخدامی هم ازم گذشت