(طولانیه ولی ببخشید)تو یه مدرسه ایم کلاسامون جدا شده ولی تا یکی دو روز پیش خیلی زنگ های تفریح باهم بودیم و اوکی بود تقریبا ولی امروز یهو یطوری شد با اینکه همش داشتم فک میکردم چیکار کردم که انقد بی تفاوت شده فقط یه سلام داد و از اون ب بعد زنگ های تفریح میبینه منو چشم تو چش ولی عینه خیالش نی انگار غریبم.. رفته با یکی از فامیلاش و چند تا از دوستاش الا… هر زنگ با یکیه … زنگ سوم اومد گفت تو چته؟ (با اینکه عین خودش باهاش رفتار کردم و سعی کردم مثه خودش انکار کنم) بهش گفتم دارم فقط مثه خودت رفتار میکنم بعد دیگه رفت و از اون زنگ ب بعد رفتارش بد تر شد دلم میخواد فراموشش کنم و باهاش قطع رابطه کنم ولی خب میدونی سخته برام وابستشم خیلی دوسش دارم چکار کنم شما بگین بم گاهی فک میکنم من کاری کردم ک ناراحت شده ولی هرچی فک میکنم میبینم بهش بی اهمیتی و بی تفاوتی نکردم یا شایدم برا اینه که کلاسامون جدا شده از هم اینجوری شده…
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
سال که نه ولی مدته زیادی میشه و تو این مدت خیلی وابسته شدیم ب بهم یا شایدم من فقط شدم
ببین سریع برای خودت نبر و ندوز شاید یچیزی شده تو خبر نداری بشینید با هم حرف بزنید فردا یا حالا هر هر روز دیگه ای الکی با خودت بگی شاید اونجوری شده اینجوری شده هیچ فایده ای نداره