خواب دیدم طلا های زیادی از یه فامیل خونمون بود بعد من گفتم بذار دوتا انگشتر ازشو بردارم میگم ندیدم بعد برداشتم بردم قایمش کردم مثلا میخواستم بدزدم
بعد زنعموم اومد واسه طلاها گفت راستی انگشترارو هم بذار توش
بعد منم ترسیدم بدون اینکه بفهمه گذاشتمشون داخل طلاها
بعد عمم اومد گفت فلانی (پسر خاله بابام که مرد بزرگیع)گفته یه انگشتر ۵۰۰سوتی بدید به (من )مثلا بعد عمم انگشترو داد بهم
واقعا این تعبیر داره یا چرت و پرت بود🤣🤣🤣🤣