2777
2789
عنوان

مزاحمت

55 بازدید | 3 پست

دیروز یه موتوری مزاحمم شد.با اینکه خیلی رسمی و پوشیده لباس تنم بود.هیچوقت توی زندگیم کسی مزاحمم نشده بود.خیلی احساس بدی دارم.راستش میترسم اضطراب شدیذ گرفتم .نمیتونم بخوابم حتی یا غذا بخورم.خیلی حالم بده خیلی زیاد.من خیلی ترسیده بودم اون لحظه و اینکه خیلی نیاز داشتم با کسی حرف بزنم اما هیچ دوستی ندارم برای بیان این مسئله.خیلی دارم اذیت میشم.

پیش‌تر متاسفم واسه اون ماجرا...

با اینحال زندگی واقعی پر از چالش‌های متفاوته، به ف‌ال نیک بگیرید و اون رو لازمه شروعی برای آگاه و قوی شدن بدونید تا در پیش‌رو آسیب نبینید!!  


اینم راهکار خودمه شاید مفید باشه: وقتی چیزی اذیتم میکنه و آدم امنی ندارم کنارم که باهاش درمیون بزارم، میزنم بیرون و میدوم و با خودم صحبت میکنم این آرومم میکنه!! یا داخل ماشین دور از دیگران صدامو رکورد میکنم و از هرآنچه در دلم هست میگم و بعد یکبار اونو گوش میکنم و بعد حذفش میکنم!! این دومی خیلی جوابه!!



صرفا جهت آگاهی!! یه شب اتفاقی اومدم اینجا، یکی داشت خودکشی میکرد!! با چندنفر تا صبح باهاش حرف زدیم تا منصرف شد... حضورم در این سایت زنونه افتخار نیست، ننگ هم نیست!! چون تاپیک عمومی شرکت میکنم، وارد تاپیک مسائل خانمها نمیشم، پیشنهاد دوستی به کسی نمیدم و ...در حد توانم سعی دارم مفید باشم.

پیش‌تر متاسفم واسه اون ماجرا...با اینحال زندگی واقعی پر از چالش‌های متفاوته، به ف‌ال نیک بگیرید و او ...

ممنونم که جواب دادین چون نیاز داشتم یه نفر بفهمه واقعا .متاسفانه من ادمی ام که پنیک میشم و خیلی خیلی زندگی و روانم تحت تاثیر قرار میگیره .الان واقعا حال اشفته ای دارم از شدت ترس و استرس لبم هی تبخال میزنع واقعا ترسیدم از بیرون رفتن یجورایی میترسم دلم نمیخواد برم بیرون.و نگرانی بزرگتر من اینه که توی اون لحظه نتونستم فریاد بزنم یا حتی ذهنم نتونست تجزیه تحلیل کنه که الان بهترین کار چیه.فقط شدم مثل یک تیکه چوب که انگار روش اب یخ ریختن.

منم فقط منتظر یه فرصتی ام که از ته دل گریه کنم.

شاید این مسئله کوچیک به نظر بیاد اما برای من درد بزرگیه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ممنونم که جواب دادین چون نیاز داشتم یه نفر بفهمه واقعا .متاسفانه من ادمی ام که پنیک میشم و خیلی خیلی ...


امنیت مسئله‌ بزرگیه و این طبیعیه مدتی بهم بریزید...


با اینحال بنظرم قدم اول اینه به آرامش برسید حالا هرطوری که قلق خودتون رو از پیش میدونید شاید همون گریه کردن باعث بشه تخلیه بشید ، این مدت لطفا اون صحنه رو در خلوتتون بازسازی نکنید تا اذیت نشید ...


بعدا که آروم شدید براش برنامه ریزی کنید!! یعنی چی؟!!

بله یعنی برای آگاهی و قوی شدن خودتون برنامه ریزی کنید تا آسیب‌های احتمالی در آینده رو خنثی و یا به حداقل برسونید...

میگن اینکه بره خوبی باشیم دلیل نمیشه گرگ مارو نخوره!! پس لازمه اقدامی انجام بدید...


میشه با آگاهی و تمرین تغییر کرد به دختری قوی، همسری شجاع ویا مادری قابل تکیه‌!!🌱💪


صرفا جهت آگاهی!! یه شب اتفاقی اومدم اینجا، یکی داشت خودکشی میکرد!! با چندنفر تا صبح باهاش حرف زدیم تا منصرف شد... حضورم در این سایت زنونه افتخار نیست، ننگ هم نیست!! چون تاپیک عمومی شرکت میکنم، وارد تاپیک مسائل خانمها نمیشم، پیشنهاد دوستی به کسی نمیدم و ...در حد توانم سعی دارم مفید باشم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792