واقعا خیلی به علاقه مربوطه؛ بعنوان کسی که از بیرون میبینه مثلا خانم x عاشق جراحی عمومی عه
اصلا چشم یا پوست با اینکه پرطرفدارترینه براش جالب نیست
هیجان دوست داره؛ سر و کار داشتن با تمام بدن رو دوست داره
خب جراحی عمومی یه چیزیه که تنوع کاری شدن به شدت بالاست
جراحی های سرطان/داخلی/زیبایی/تغییر جنسیت حتی و... انجام میدن یعنی تنوع بیمارانی که میبینن هم بالاست و به نظرم اتفاقا بخاطر همان جراحی های سرطان کارشون خیلی ارزشمنده
اما خب ممکنه یکی دیگه فکر کنه این کارش رو سخت میکنه جون باید با چیزای مختلفی سر و کار داشته باشه و خیلی براش یکسان نیست و این آزارش میده
یه سری دوست دارن یه جا بشینن و فقط نسخه تجویز کنن و هروقت دوست داشتن مطب نرن یه سری کار تو بیمارستان و جراحی ترجیح میدن
باید ببینی چی دوست داری ؟! چی ترجیح میدی ؟! مثلا حتی شرایط خونه هم تاثیرگذاره اینکه متاهلی/ بچه داری/ میخوای برای خودتم وقت بزاری/بیمارستان یا مطب/شیفت شب آره یا نه / جراحی یا نسخه نویسی و تشخیص بیماری
اینا همه مهمه؛ جون خیلی از رزیدنت ها از انتخابشون پشیمان هستند یا به زور ادامه میدن یا خودکشی میکنن
حتی اینجا یه خاتمی بود میگفت رزیدنت مغز و اعصابه ولی ازش متنفره و خسته اش کرده و دیگه نمیخواد بخونه ولی مجبوره چون هرینه انصرافش خیلی زیاده
فکر کن چیزی که همه آرزوش رو دارن ولی کسی که بهش رسیده ازش متنفره ولی راه پس و پیش نداره و بارها تاپیک های اینشکلی گذاشته بود