یه غمایی هست ک باهیچ غمی برابری نمیکنه ازبس که دردناکه مثل غم پدرمادر. . . مادرم جلوچشمام داره آب میشه و من کاری از دستم برنمیاد براش انجام بدم💔ی وقتای که مشغول انجام دادن کاریم یهو یادم می افته ب مادرم چقد سخت میگذره قلبم تو سینم مچاله میشه خیلی دردناکه دلم میخواد یروز صبح بیدارشم ببینم معجزه اتفاق افتاده و حال مادرم خوب شده. . .میدونم براخدا که سخت نیست اما باید بخواد! منتظرم خداجون میدونم من آدم بدی ام ک گاهی ناسپاسیتو میکنم گله میکنم داد میزنم اما خودت ک از دلم خبر داری میدونی قلب هزار تیکه من دیگه توان این غمو نداشت . . .ازم بدل نگیر ، ببخش من و و من منتظر اجابتت میمونم . . .شادم کن با معجزت ای صاحب کرم و لطف
برای همه آرزوی آرامش دارم ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوشترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادقترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربونترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قویترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همهی اینها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید