شوهرم تو جمع اونا با لحن شوخی میگه که مینا اخلاق نداره لحنش واقعا شوخیه ولی مادرشوهرم جدی میگیره و میگه راست میگی ؟یعنی فکر میکنه اخلاق من خیلی بده و اخلاق شوهرم خیلی خوبه در صورتبکه شوهرم اخلاقای گتد خیلی داره که من تو خانواده های دوطرف نمیگم اصلا.حالاپ دلم میخاد بگم تا خالی شم.ولی از طرفی میترسم بگم و فک کنه ما زندگیمون داغونه درصورتیکه من کنار اومدم وبلاخره داریم زندگی میکنیم
شاید سختترین نبرد زیستن امیدوارانه شونه به شونه نا امیدی باشه....
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
نه.عوض اينكه غيبت شوهرت رو بكني،با خود شوهرت صحبت كن.عوض ننش رو شوهرت كار كن
میگم اخلاق نداره بهش گفتم چرا اینا رو میگی اونجا منکه اخلاقم بد نیست یعنی معمولیم.میگه چرا هر جا میریم بعدش میگی چرا اینو گفتی اونو گفتی بهش میگم چون اونجا چرند میگی.خلاصه یه دعوا سر همین با هم کردیم
شاید سختترین نبرد زیستن امیدوارانه شونه به شونه نا امیدی باشه....