بچها
دارم با کسی آشنا میشم برای ازدواج که از من ۱۸ سال بزرگ تره
همکارم هست و از همه بابت خیالم ازش راحته
اهل نماز،حلال حروم...
بابامم رضایت نمیده بیاد جلو ...برای خواستگاری بخاطر اختلاف سن
و ما دنبال راه چاره ایم
و حتی چهره بسیار معمولی داره و من نمیدونم چرا دارم همچین حرکتی و میزنم...
حس خیلی خوبی بهش دارم
اما بابام هر وقت اسم میارم میگه مردم برگردن بگم دخترشو به پول فروخت...
من چغلطی کنم
خودمم نمیدونم دارم چکار میکنم
یجا برم یا فک میکنن بابامه یا شوگر