خواهرم پیرال سال تو انتالیا با یه پسری اشنا شدن دوست معمولی مامانم میگه پسره خیلی خوشش اومده بود از خواهرم هب نگاش می کرد خواهرم مبگه نه خمه منو نگاه میکنن
از دو شهر متفاوت هستیم
بعد اون پسره تو اینستا شروع کرد پیام دادن کلیپ فان و اینا می فرستاد
بعد چندین بار پسره بهش درخواست مسافرت داد گفت بریم دبی بریم بالی اینا خواهرم رد کرد
الانم میگه می خوام بیام شهرتون تو رو ببینم به شام با هم بریم بیرون
الان خواهرم میگه پسره چون پولداره می خواد سرگرم باشه و دورش پر دختره کلا امیدی بهش نداره
ولی باز میگیم چرا یه سال و نیمه پیگیرشه داره میاد شهرمون ۴ ساعت فاصلست
خواهرمم خوشگله. ۲۸ سالشه
پسره هم ۳۰ ایناست