و دوستم متاهله و همسرش شریک کاریه شوهرمه سریع به من گفت وتمام پیام هاروبهم نشون داد.به شوهرم بگم انکارمیکنه مطمعنم چون وقتی دوستم بهش جواب منفی داده و برخورد بدی کرده گفته میخواستم امتحانت کنم ...
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
امتحان کنه زن مردمو 😐😐😐بزن به روش بابا .حالا دوستت مودبانه گفته بود یا ر.یده بود بهش .کاش به شوهرش نشون میداد
یه چیزایی قابل جبران نیست 👈مثل حرمتهاییکه شکسته شد،دلهایی که شکست، شخصیتهایی که خوردشد،واعتمادهایی که نموند،اینا قابل بخشش نیست ،قابل جبران هم نیست 💍💍متاهل🤌 🖤💔اشک میون خندهامی 💔🖤
نمیتونم که اگر میتونستم سالها پیش اینکارو کرده بودم
پس به روی خودت نیار
خیال کن نه خانی اومده نه خانی رفته
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
نمیتونه بگه بخاطر شرایط شغلیشون چون دارن باهم کارمیکنن همه چی بهم میریزه
پس برو از شوهرت تشکر کن
والا
میگی طلاق نمیگیرم
آبروشم نمیبرم
میخوای چیکار کنی پس
_تو یه استکان چای بهم بده خودم بلدم چطور باهاش خوشحال زندگی کنم .... +با یه استکان چای فقط؟! _نه گفتم "تو" یه استکان چای بهم بدی.... کاربر سال ۹۸ هستم💛.....