عزیزم منم پدرمو دیدم وقتی ک نفس های آخرش بود .
آذر این سال میشه 10 سال ولی هنوزم ک هنوزه من براش گریه میکنم و تا چند روز تو خودم میرم انگار ک تازه فوت کرده باشه.
من خوب درکت میکنم و این که میگن گذر زمان حل میکنه دروغه و رفته رفته آدم بیشتر نبودس رو حس میکنه چون منی ک تازه مادر شدم خیلی دوس داشتم پدرم روز تولد دخترم کنارم بود و نوه اش رو میدید و خیلی جاهای دیگه که نبودش اذیتم کرده ولی به کسی نمیگفتم. بهت توصیه میکنم تو اولین مرحله بری پیش مشاور و دومین کاری ک باید حتما بکنی اینه ک براش عذارای کن هرموقع ک دلت براش تنگ شد براش از ته دلت گریه کن نذار بمونه تو دلت . بعد سالش هم سرت رو گرم زندگی کن برو کلاس یا سرکار یا مهمونی و ...