خیلی با متانت حرف میزد، نمیفهمیدی داره تخریبت میکنه یا سعی میکنه بدبختت کنه.
بیشتر مامانم فهمید.
وقتی اومد خونه امون مامانم گفت بجوریه، مشخصه حسادت میکنه.
بعد رفتارای پسر داغونه رو براش توضیح میدادم ویا زمانی که پسره هم بود میگفت ندیدی چجوری عاشقانه نگاهت میکنه؟ با این حرفا سعی میکرد دلمو با پسره نرم کنه. یا میگفت باید یبار هم که شده با ی پسر دوست بشی بی تجربه ای و اینا گولت میزنن بعدا. باهاش ی مدت باش(در صورتی که دقیقا این پسره داشت گولم میزد)
بهشم میکفتم، فلان پسر هم میخواد پیشنهاد بده و هم وضعشون هم خانوادشون خوب بودن ولی گیر داده بود به اون.
بازم میگم خوشکل نیستم آرایشمم ساده است.خانوادشم پشتش نبودن