2777
2789
عنوان

بیایین

77 بازدید | 15 پست

پری ازدواج نکرده بود،45سال داشت و سال ها بود که توی بایگانی شرکت برادرم کار میکرد


کارش این بود که نامه های رسیده را دسته بندی و بایگانی میکرد


ظاهرش خیلی بد نبود،صورتش پف داشت و چشم هایش کمی ریز بود


قد و پاهای کوتاهی داشت گرد و چاق بود


اغلب کفش ورزشی میپوشید و این کفش ها اثر زنانگی اش را کمتر میکرد


یکی دوبار از پچ پچ و خنده منشی شرکت برادرم فهمیدم عاشق شده و با یکی سر و سری پیدا کرده اما یک هفته نگذشته بود که با چشم های گریان دیدمش که پنهانی آب دماغش را با دستمال کاغذی پاک میکرد...

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

این اتفاق بی اغراق دو سه بار تکرار شده بود اما این آخری ها اتفاق عجیب و غریبی افتاد صبح ها آقایی پری را میرساند سر کار که زیباترین دختر ها هم دهانشان از تعجب باز مانده بود


فکر کنم اصلا پری او را به عمد می آورد و به همه معرفی میکرد


که همه او را ببینند


آن روز ها احساس میکردم پری روی زمین راه نمی‌رود


با اینکه بایگانی کار زیادی نداشت اما پری دائم از پشت میزش این طرف و آن طرف می‌رفت سر میز دوستانش می ایستاد و اغلب این جمله را می‌شنیدم:(وا قربونت برم،قابل نداشت) یا (نه نگو تورو خدا،اصلا)چنان شاد و شنگول بود که یا همه را به حسادت وا می‌داشت یا اثر نیروبخشی روی دیگران میگذاشت

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

این روزها اندک دستی هم به صورتش میبرد و سایه ملایمی روی پلک هایش میزد،ساعت ها برای ما زود می‌گذشت و برای پری دیر 


چون دائم به ساعت روی مچش که در چاقی دستش فرو رفته بود نگاه میکرد و انتظار میکشید


سر ساعت دو که میشد آقا بهروز می آمد توی شرکت و با حجب و حیا سراغ پری را میگرفت


همه انگار در این شادی رابطه با آنها شریکند


منشی شرکت می‌گفت:بفرمایین بنشینین


پری الان میاد،اتاق آقای رئیسه


آقا بهروز که قد بلندی داشت با پاهای کشیده و موهایی که بین بور و خرمایی بود روی صندلی می‌نشست و به کسی نگاه نمیکرد،چشم به زمین می‌دوخت تا پری بیاید


وقتی پری از اتاق رئیس می آمد بیرون انگار که شوهرش منتظرش است با صمیمیتی وصف ناپذیر می‌گفت:


(خوبی الان میام) می‌رفت و کیفش را بر می‌داشت و با آقا بهروز از در می‌زدند بیرون


این حال و هوای عاشقانه تا مدت ها ادامه داشت تا اینکه بالاخره حرف ازدواج و عروسی و قول و قرار های بعدی به میان آمد

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

قرار شد در یک شب دل انگیز تابستانی عروسی در باغی بزرگ گرفته شود


همه بچه های شرکت دعوت شدند


حتی رئیس که مطمئن بودیم به دلایل مذهبی در این گونه مراسم هرگز شرکت نمیکند


بعد از آن بود که حال و هوای عاشقانه پری جایش را به اضطراب قبل از ازدواج داد 


پری دائم با دختر های شرکت حرف میزد


و نگران بود عروسی خوب برگزار نشود،


غذا خوب نباشد،میهمان ها از قلم بیوفتند و هزار تا چیز دیگر که دختر های دم بخت تجربه کرده اند


حالا شرکت مهندسی آب و خاک برادرم شده بود یک خانواده شاد ولی مضطرب


همه منتظر بودند تا پری را به خانه بخت بفرستند

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

آقا بهروز هم طبق روال سابق صبح ها پری را می آورد میرساند و عصر ها او را


میبرد ولی دیالوگ ها کمی عوض شده بود و هرکس آقا بهروز را میدید بلاخره تکه‌یی بهش می‌انداخت؛درباره داماد بودنش و از حرف های بی نمک که به تازه داماد ها میزنند


بلاخره مراسم ازدواج نزدیک شد و قرار شد در آخرین جمعه مرداد 78 آن ها در باغی اطراف کرج عروسی کنند اما سه روز مانده به ازدواج بهروز غیبش زد

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

و تمام پس انداز سال ها کار او را با خودش برد


قرار بود پول هایشان را روی هم بگذارند و یک خانه نقلی بخرند که نشد و بهروز با


ایران ایر به ترکیه و از آنجا به استرالیا رفت و همه ما را بهت زده کرد


روز شنبه نمی‌دانستیم چطور سرکار برویم و چه جوری توی چشم های پری نگاه کنیم


حتی میترسیدیم بهش زنگ بزنیم


آقای رئیس به منشی گفت؛(قطعا پری مدتی نمیاد،کسی رو به جاش بذارین تا حالش بهتر بشه)اما پری صبح از همه زود تر آمد با جعبه شیرینی


ته چشم هایش پر از اشک بود


شیرینی را به همه تعارف کرد

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

منشی که از همه کم حوصله تر و فضول تر بود در میان بهت و ناباوری همه ما گفت(مگه برگشته؟)


پری گفت(نه از من کلاهبرداری کرد،ولی مهم نیست،این چند ماه بهترین روز های زندگیم بود)


قطره اشکی کوچکی از گوشه چشم هایش پایین ریخت


ما فهمیدیم راست میگوید


مهم نیست که سر همه ما کلاه رفته بود،مهم این بود که ما ماه ها روی ابرها بودیم و با حال و هوای پری حال میکردیم و خوشحال بودیم...

روز های خوب تو راهه...😍🥰✨

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792