سلام من ۳۳ سالمه دوساله جدا شدم دوتا دختر دارم با یه آقایی آشنا شدم قصدمون ازدواجه حالا این آقا میگه که بچه هارو تحویل بدم این آقا مجرده با من خیلی راه اومده ولی میگه نمیتونم بچه یکی دیگه رو نگه دارم نمیدونم چیکار کنم کسی بوده که شرایط منو داشته باشه بین بچه هامو اون آقا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم میگه فقط هفته دوروز میتونی بچه هاتو بیاری پیش خودت
والا نمیدونم راضی نشون میده ولی خب مشکلاتی هم داره بعدم مرد مجرد بعدن تو سر زن مطلقه میزنه میگه من مجرد بودم تو مطلقه بودی و بازم میخواد جوانی کنه چون مجرده.حواست جمع کن
آره خوشگلم.پس چی؟😐😍😍😌همه میگن.شما هم بگو😛لایکم نکن.جنس مخالف بیاد پا شکسته باید بره حواستا جمع کن.متاهلم🤨😐
نمیتونم هضم و درک کنم بین بچه هات و یه پسر غریبه سر دوراهی قرار گرفتی !!! اونا گناهی نکردن و شما باعث ب دنیا اوردنشون شدی و وظیفته تا اخرش کنارشون باشی و سر و سامونشون بدی خصوصا دخترتو
الهی بمیرم برای بچه هام لعنت به این طلاق که یه مادر و میزاره تو دوراهی 😭
حرفت درسته شرایط خیلی سخت شده لعنت ب باعث و بانیش ولی میتونی صبر کنی یکی پیدا بشه هم شرایطش خوب باشه هم قبول کنه بچه هاتو ببری مثلا یکی که خودشم یه بچه داشته باشه یا موردی ک مشکلی با بچه هات نداشته باشه و بخاطر شما و دل شما بپذیره اخه بچه هات واقعا گناه دارن و گناهه ولشون کنی بخاطر احساساتت اخه دیگه مجرد نیستی ک بخای احساسی تصمیم بگیری الان باید اول تموم احساساتت برای بچه هات خرج بشه … قطعا پدر خوبی ندارن اگه خوب بود ک شما جدا نمیشدی… پس گناه دارن رها بشن و هرکدومشون یه طرف برن
حرفت درسته شرایط خیلی سخت شده لعنت ب باعث و بانیش ولی میتونی صبر کنی یکی پیدا بشه هم شرایطش خوب باشه ...
خاستگار داشتم اونم بچه داشت اولش قبول کرد ولی تا اینکه یه خورده جلو رفتیم گفت هر جور که فکر میکنم نمیشه به خاطر همین ولش کردم بعدش این اومد جلو میدونی چیه خیلی با خودم جنگیدم که تنهایی ادامه بدم ولی اطرافیانمو نگاه کردم اونایی که تو شرایط من بودن همشون پشیمونن و که چرا ازدواج نکردن و به پای بچه موندن به من هم توصیه کردن که ازدواج کنم بچه ها که بزرگ میشن ولی تو که همیشه جوون نیستی همین حرفا باعث شده که به این فکر بیفتم وگرنه که من تا الان خودم و فدای بچه هام کردم حتی این تاپیک و با اشکام نوشتم ولی نمیدونم حرف کی رو قبول کنم