داداشم گفت بریم بیرون یکم بگردیم منم چند ساعت پیش با ذوق انقد اماده شدم ارایش کردم...
حالا الان ک خاستیم بریم بابام ک گفت نمیام ماشینم نداد گقت شب میشه میزنید جایی😐
مامانمم بهونه در اورد
داداشمم این وسط مونده بود هیچی نگفت
منم رفتم صورتمو شستم الانم اشک تو چشامه
اخه ی بیرون رفتن چیه ک کنسل میکنن
انقد بدم میاد