یک دوست صمیمی دارم پر رو هست، یک بار بردمش خونه مامان جونم چون خونشان خیلی خوشگله مامان بابام گفتم ببرش خوش بگذرد بهش
منم بردمش دیگه یک روز به پررویی پیله کرد من میخواهم برم اونجا من و ببر، مامان و بابام گفتن هرچیزی حد و حسابی داره شاید مامان جون و آقا جون ناراحت شن. هر حرفی هم برسه سریع می زنه باهاش قهر کردم پیله منو ببخش
یک دختر پررویی هست که نگین همش دروغ هم میگه