ممنونتون میشم انشاءالله هیچ وقت از نظر عاطفی احساس پوچی نکنید
با همسرم قهر بودم صبح قبل اینکه شوهرم بره سرکار من با پسرم کوچیکم به بهونه پارک زدیم بیرون اونم نیم ساعت بعد ما رفت سر کار
پسر بزرگم هم فوتبال بود وقتی آمد خونه بهش گفتم زنگ بزن به بابات بگو مامان کجاست
وقتی ازش پرسید گفت نمیدونم
الان که شب شده گفتم مامان زنگش میزنی بهش بگی بابا پس مامان کو
وقتی زنگش زد رو بلندگو بود گفت چمیدونم ولش کن دیگه هم بهم زنگ نزن دستم بنده😭
چرا اینقدر بی ارزش بودم
چرا شوهرم هیچ وقت نگرانم نمیشه
چرا هیچ جا را ندارم که برم
😭